تینو – سحر جعفریان عصر: درست در وسط پارک شهر… “شنوندگان عزیز توجه کنید. صدایی که هم اکنون می شنوید هشدار وضعیت قرمز و خطرناک است و معنای آن پناه بردن به پناهگاه ها و مکان های امن است. جمعیت در یک لحظه از خانه های خود به سمت خیابان حرکت کردند و به سمت پناهگاه زیرزمینی در وسط پارک شهر دویدند. در صدای ممتد آژیر جمعیت در اتاقهای تودرتو منتظر اعلام وضعیت سفید بودند، انتظاری که با زمزمه دعا و ترس کودکانه گذشت
اکنون خانم مرابی در اولین مجموعه آکواریومی عمومی کشور در جنوب شرق پارک شهر، کودکان قد و قامت مهدکودکی را که از دیدن آروانای قرمز آسیایی، لاک پشت تمساح و دیگر 150 آبزی کمیاب به وجد آمده اند، صف می کشد. ساختمان این مجموعه تفریحی در دوران 8 ساله جنگ تحمیلی پناهگاه بوده است.
یادم می آید فراموشت کنم پناهگاه
آفتاب صبح بهاری از شاخه های درختان چنار، بلوط، زیتون، کاج دریایی و ماگنولیا پارکشهر درزهای طلایی و گرمی را به زمین سنگفرش این قدیمی ترین پارک پایتخت گشود. همه در منطقه بزرگ آن مشغول هستند. باغبان ها آب می دهند، نظافتچی ها جارو می کنند، میانسالان و سالخوردگان استراحت می کنند و ورزش می کنند، بچه ها بازی می کنند، زوج های جوان در مکانی دنج نشسته اند و پچ پچ ها سنگ هایشان را امانت می دهند. عده ای بدون توجه به هیاهو روی نیمکت ها می خوابند… هرکسی مشغول کاری است اما عده کمی از آنها از کاربری سابق ساختمان آکواریوم پارک شهر که جلوی چشمشان است خبر دارند. یکی از آن معدود افراد به گفته اهالی و کسبه خیابان بهشت مشباقر 70 ساله و خاطره انگیزی است که با پسرانش خواربار فروشی دارد. چطور است؟ او از پناهگاه پارکشهر می گوید و از داستان های مختلفی که تاکنون شنیده است می گوید: «خلاصه اینکه کدام یک از ادعاهایشان درست است، فقط خدا می داند؛ آنهایی که می گویند اینجا دهه 30 ساخته شده است، ابتدا بازداشتگاه زیرزمینی در همان ساختمان دادگستری و دادگستری سابق (چهارراه گلوبندک) بود و بعدها می گویید که چرا تاریخ شد. در اواسط دهه 1960 اینجا به عنوان پناهگاه جنگی ساخته شد…» مشبکر از موشک اندازهای اسفند 1366 نیز یاد می کند. همان موشک هایی که از ترس به همراه خانواده به سمت پناهگاه پارکشهر رفته بودند: «در جنگ سوم جای پناهگاه خالی بود…»

گشت و گذار در پناهگاهی که نیست
اسکندر نگهبان یکی از 8 ورودی پارک شهر است که 27 سال از عمرش را صرف این کار کرده است: «در تهران پناهگاه های زیادی وجود داشت، از مدرسه و مجتمع های بزرگ گرفته تا بازار و حتی کاخ سعدآباد…» پی ادامه می دهد: «خب البته پناهگاه پارک شهر یکی از قدیمی ترین و بزرگ ترین پناهگاه ها بود. او گفت و گو را با این جمله به پایان می رساند: «به آکواریوم بروید… دو طاق نیمه کوتاه در کنار هم می بینید که رنگ آمیزی درخشان دارند… پناهگاه همان جاست». بچه ها در اطراف همان آدرسی که اسکندر به عنوان آکواریوم داده بود بازی می کنند. صدای مربی بلند می شود: هرکس آرام و بی صدا در صف بایستد، ماهی ها را زودتر می بیند. حلما، آروشا و یزدان بیشتر گوشه گیر هستند و در ابتدای صف لحظه شماری می کنند. کمی بعد بچه ها یکی پس از دیگری از پله ها پایین می روند. اولین سوالی که مربی از فروشنده بلیط مجموعه آکواریوم پرسید این است: چرا اینجا اینقدر باریک و عمیق است؟ و محمد (بلیت فروش) که فرصت جواب دادن به او را ندارد، شانه هایش را بالا می گیرد.
در آکواریوم پناه بگیرید
صف کودکان با ورود به راهروهای باریک مجموعه آکواریوم از هم می پاشد. حامد کمیلی، مدیر مجموعه آکواریوم، ضمن معرفی زیستگاه انواع آبزیانی که اکنون در محفظه های شیشه ای آکواریوم به این سو و آن سو حرکت می کنند و توضیحات هیجان انگیزی مانند قیمت چند میلیون تومانی برخی از آن آبزیان، به سوال معلم نیز پاسخ داد: «اینجا پناهگاهی بود، پناهگاهی بود، پشت بام هوایی، مصالح کوتاه، پناهگاه هوایی، راه های سخت، پناهگاه های هوایی و… به آن رمپهای ورودی و خروجی نگاه کنید…» کمیلی درباره عکسهای پناهگاه دهه 70 نیز میگوید: «خالی و خلوت بود…» معلم بیشتر حواسش به بازی بچهها است، اما نمیخواهد این روایت تاریخی را نصفه و نیمه رها کند: «کی میدانست که جنگ دیگری میشود… یک پناهگاه هم نزدیک میدان امام(ع) بود. سینما… جنگ 8 ساله را به یاد دارم، یک شب تا صبح با همسایگانمان به آنجا پناه بردیم…» یک رمپ پناهگاه پارک شهر به خیابان بهشت می رود و رمپ دیگر به خیابان خیام منتهی می شود که الان هر دو مسدود شده است.
امن و خاطره انگیز در جنگ شهرها
سومین جنگ تحمیلی نام پناهگاه را بر سر زبان ها انداخت. نامی آشنا که هنوز شماره هایش را در برخی محله ها و خیابان های تهران می توان یافت و گاه در اخبار شنیده می شود. كاظم از بازار بزرگ پايتخت مي گويد: مغازه داران قديمي مي گويند زير بازار، منطقه سبزه ميدان، سرپناه بزرگي بوده است، اما اكنون چنين نيست، چون تبديل به زرگري شده است. مهران یکی دیگر از کسبه این بازار می گوید: باید سرپناه های قدیمی دوباره فعال شود، چرا که هم لازم است و هم نوستالژیک. علیرضا یکی از ساکنین محله نیروی هوایی با انتشار فیلم کوتاهی از پناهگاه قدیمی پایگاه دوم نیروی هوایی در اینترنت نوشت: این درهای کوچکی که می بینید متعلق به پناهگاه زیرزمینی است که در جنگ 8 ساله استفاده می شد… آن 4 برجک هواکش پناهگاه است… حالا انباری است: آن سال فیلمش محبوب بود… به آخرین آمار طبق اعلام سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران، بیش از 500 کانکس در مدارس شناسایی شده است که تعداد قابل توجهی از آنها دیگر قابل احیا نیستند. سعید کریم نژاد که در حوالی خیابان مصطفی خمینی زندگی می کند، یکی از آنها را به یاد می آورد: «در وسط حیاط مدرسه اتحاد، دروازه ای بود که به یک پناهگاه بزرگ منتهی می شد… حالا نمی دانم آنجاست یا نه. افتتاح اولین پارکینگ-سرپناه پایتخت در منطقه 10 آخرین خبر این پناهگاه است که بسیاری را به دهه 60 می کشاند. به سال هایی که ساخت سرپناه در دستور کار دولت بود و بسیج مردمی برای حفظ جان در جنگ آستین ها را بالا زد.